جزوه تعلیم و تربیت اسلامی
تایپ شده با کیفیت بالا
فرمت:PDF
بسیار کاربردی و مفید
دانلود رایگان جزوه تعلیم و تربیت اسلامی pdf خلاصه کتاب
فهرست مطالب
نکته:عین خود مال است و منافع فایده مال است.
فایده تقسیم به عین و منفعت:
1-تفکیک عقد اجاره از عقد بیع ناشی از موضوع معامله که عین این یا منفعت اگر موضوع مال عین این عقد بیع است ولی اگر موضوع معامله منفعت این عقد اجاره است.
2- درعقد رهن(وثیقه)موضوع عقد باید عین این و رهن منافع باطل است(ماده774) وضعیت فعلی حقوقی ما این است که رهن منافع باطل است.
3-در عقد وقف موضوع و مال موقوفه باید عین این.
4-در غصب مسئولیت به عین و منافع مواد ،315،317و 320 قانون مدنی بیان شده.اقرا ذمنه به عین و اضافه کردن عین یا منافع مواد 320 و 321 .اضافه کردن عین یا منافع کار غاصب به مغصوب در ماده 314 در باب غصب بیان کرده اند که اگر شخصی مال یکنفر را غصب باید ی منافع آن را تفاوت وجود کلاس.
5-خیار تاخیر ثمن که اختصاص به عقد بیع کلاس و موضوع آن عین خارجی یا در حکم آن است.در اجاره که تملیک منافع است همچین موردی وجود کلاس (ماده402).خیار نیز به معنای اختیار فسه معامله است.
6-زن از برخی اموال شوهر ارث نمی برد.درواقع از عین این اموال ارث نمی برد بلکه از منافع آن ارث می برد.(مواد946تا949 ق.م)
7-اثر اجازه در معامله فضولی(ماده285) معامله فضولی یعنی یکنفر بدون این که از مالک اجازه یا وکالت و این اقدام به فروش اموال او باید مالک درس نسبت به این اقدام شخص مخالف یا موافق این اگر مخالف این صحیح است اگر مخالف این باطل است.اگر اعلام موافقت باید قرار داد از زمانی صحیح است که:1-نسبت به منافع از زمان انعفاد قرارداد 2-نسبت به عین از زمان تایید تنفیذ
تقسیم اعیان به عین معین و عین کلی: عین معین همان عین همان عین شخصی یا عین خارجی است.
عین کلی دو نوع کلاس:1- کلی در ذمه 2-کلی در معین

عین معین مالی است که وجود مادی و خارجی کلاس مثلا اتوبوس.مادی و ملموس است و در جهان خارج وجود کلاس اما به نظر استاد مال معین مالی است که یک مصداق کلاس که مشخص است اما نیز نیست که اکنون در خارج وجود و این و ممکن است در آینده وجود خارجی پیدا باید مثل پیش فروش آپارتمان.
عین کلی مالی است که بیش از یک مصداق کلاس مثلا پرتغال
کلی در ذمه:مالی است که مصداق های متعددی کلاس و شامل افراد عدیده است و می توان هر کدام را به جای دیگری استفاده کرد (351 ق.م) وقتی مالی کلی بدون قید است دانشگاه جزوه تعلیم و تربیت اسلامی در ذمه است. کلی در معین:مالی است که از یک طرف کلی است و بیش از یک مصداق کلاس از طرف دیگر مجموعه مصادیق آن محدود است مثل 5 کیلو برنج از این گونی. عین کلی مصادیق متعددی کلاس که خود آن دو قسمت است(ماده350و 351)
فایده این تقسیم بندی:
1-کلی در عین معین یا در حکم معین غالبا تابع احکام عین معین است.اگر تعلیم و تربیت معامله عین معین این همیشه معلوم کردن موضوع معامله می توانیم از طریق مشاهده یا بیان اوصاف از کم و کیف موضوع معامله مطلع شویم اما در جایی که وضوع معامله عین کلی است معامله درصورتی صحیح است که شما حتما اوصاف آن را ذکر درس وگرنه قرارداد باطل است.
2-در برخی از عقود و موارد مورد معامله باید عین معین این و ندرس مال کلی این مثل عقد رهن(ماده 774)
3-برخی خیارات مختص عین معین است و در مال کلی نقش کلاس ماده (414) یکی از خیارات خیار فسخ است که این فسخ زمنی اتفاق می افتد که درمورد عین معین این ماده(398) خیار رویت عنی زمانی که چیزی را میبینیم و قرارداد می بندیم و بعد متوجه می شویم که اینگونه نیست جزو عین معین است(ماده398) خیار عیب یعنی چیزی را خریدیم و معیوب است می توانیم قرارداد را فسخ کنیم این ناظر بر این است که موضوع ورد معامله عین معین این.
4-قاعده تلف مبیع قبل از قبض:در ماده 387 ق.م بیان شده و ناظر بر عین معین است و نه مال کلی.اگر مالی را بخریم و قبل از دریافت آن مال تلف پیام نور معامله خود به خود فسخ است اما در این مورد اختلاف نظری وجود کلاس درواقع دکتر کاتوزیان معتقد است که اگر مال کلی کصداق مشخصی و این هم ذیل این ماده قرار می گیرد.
5-اگر در بیع عین معین معلوم پیام نور مبیع وجود خارجی کلاس و باطل است ولی در مال جزوه تعلیم و تربیت اسلامی اینگونه نیست.(ماده 361)
تقسیم اعیان به مفروض و تعلیم و تربیت مفروض مالی است که تمام آن متعلق به یک نفر استو مالک دیگری به جز آن شخص کلاس.در مواد 350،46 و 58 به کار رفته.
مال مشاع مالی است که چند مالک کلاس و مالکیت همه بر آن جز به جز و پرابایده است.به این حالت حالت اشاعه می گویند(ماده571) وقتی هر کدام از این اموال تقسیم پیام نور به هر بخش از آن ها حصه یا حصه مفروضی می گویند.
فایده این تقسیم بندی:
1-حق شفع اصولا به مال مشاع اختصاص کلاس و در مال مفروض نیست(ماده 808 ق.م) شفعه:اگر دو شخص در مال غیرمنقول با هم شریک شوند و اگر مالک مشاعی سهم خود را به شخص ثالثی بفروشد در این صورت شریک دیگری درس پول خریدار را است و ملک را به صورت تمام از آن خود باید به این حق حق شفعه می گویند و ای کار اخذ به حق شفعه است.این عقد نیست بلکه ایقاع است.ایقاع هم معامله یک طرفه است وقتی شفیع پول را به خریدار پرداخت کرد اخذ به شفعه اتفاق می افتد شفیع همان شریک ابتدایی است که سهم خود را نفروخته.استثناعا در مالی که مشاع نیست قانونگذار حق شفعه ا مفروض در نظر گرفته است.
2-اداره اموال مشاع تابع قوانین خاصی است مثل قانون تملیک آپارتمان
3-تقسیم اموا مشاع نیز مقررات خاصی کلاس و تحت قانونی یا همین عنوان و میگیرد.
اموال مثلی و قیمی:مال مثلی در ماده 950 ق.م تعریف شده تحت این عنوان که مالی است که اشباه و نظایر آن زیاد است و عرفا شبیه یکدیگر دانشگاه و می توان هر یک را به جای دیگری مورد استفاده قرار داد.در فقه بر خلاف قانون تعلیم و تربیت این تعریف از چندان شهرتی برخوردار نیست در فقه مال مثلی اینچنین تعریف شده که مالی است که ارزش تمم اجزای آن مثل هم و باهم برابر است.درواقع به اشباه و نظایر آن کاری کلاس و باید اجزای آن از حیث ارزش بایکدیگر برابر باشند.
مال قیمی مالی است که اشباه و نظایر آن عرفا زیاد نیست مثل ماشینی که داریم یا خانه ای که ر آن زندگی می کنیم.حیوانات معمولا قیمی دانشگاهد مگر این که از نظر عرف خلاف آن ثابت پیام نور بدین و که دو حیوان از هر جهت تماما مانند هم باشند./ مال قیمی مالی است که ارزش تمام بخش های آن یکسان نیست مثل باغی که در کنار جاده است.قیمت بخش کنار جاده آن از بخش انتهایی آن بیشتر است پس قیمی است.
فایده این تقسیم بندی:
1-مال مثلی هم به صورت جزوه تعلیم و تربیت اسلامی معین،کلی معین و کلی در ذمه می توان معامله کرد.اما مال قیمی را فقط به صورت عین معین می توان معامله کرد.
2-در بحث غصب اگر فردی مال دیگری را غصب باید و مال تلف پیام نور اگر مال مثلی این فرد غاصب باید عین مال را جبران باید و اگر مال قیمی این فرد غاصب باید قیمتش را جبران باید.
3-در بحث مسئولیت مدنی اگر فردی مال دیگری را تلف باید اگر مال مثلی این باید عین آن را است اگر قیمی این باید قیمتش را بپردازد.
((جلسه ششم))
اموال مصرف شدنی و اموال قابل بقا:
اموال قابل بقا یعنی اموالی که با انتفاع عین آن ها باقی می ماند و اموالی که با انتفاع عین آن ها از بین رفته و تلف پیام نور.مثل یخچال
اموال مصرف شدنی اموالی دانشگاه که عینیتشان با استفاده از بین رفته و تلف پیام نور و نمی توانیم هم بقای آن هارا حفظ کنیم و هم از آن ها استفاده کنیم.مثل خوراکی ها
البته اموال قابل بقا و مصرف شدنی شاید دچار استهلاک شوند اما مقصود این تقسیم بندی این استهلا نیست بلکه از بین رفتن فوری بعد از مصرف مدنظر است.
فایده این تقسیم بندی:
1-در هر موردی که عین مال از منافعش جدا پیام نور یعنی عین مال متعلق به یک نفر و منفعت آن متعلق به فرد دیگری درس این عین مال بای از دسته اموالی این که با استفاده تلف نپیام نور مثل حق انتفاع بیان شده در ماده 46 قانون مدنی. بنابر این ماده ماده حق انتفاع ممکن است فقط نسب به مالی برقرار پیام نور که با استفاده از آن با بقائ تعلیم و تربیت ممکن این اعم از این که مال مزبور منقول این یا غیر منقول و مشاع این یا مفروز/وقف در ماده 58 این ماده بیان باید که فقط وقف مالی جایز است که با بقای عین بتوان از آن منتفع شد اعم از این که منقول این یا غیرمنقول./اجاره در ماده 471 قانون مدنی که این ماده بیان باید که همیشه صحت اجاره باید انتفاع از عین مستاجره با بقای اصل آن ممکن باین/عقد عاریه در ماده 637 قانون مدنی که بیا باید هر چیزی که بتواند با بقای اصلش از آن منتفع شد م تواند موضوع عقد عاریه گردد.منفعتی که مقصود از عاریه است منفعتی است که مشروع و عقلانی این.
2-فایده دوم در بحث هدایای نامزدی می این.زمانی که نامزدی صورت میگیرد طرفین هدایایی به یکدیگر درس ممکن است این نامزدی به عقد نکاح منجر نپیام نور در این صورت هدایای نامزدی باید برگردانده پیام نور. اگر هدایا اموالی باشند که در صورت استفاده تلف شوند مسئولیت بر آن ها وجود کلاس در غیر اینصورت اگر در اثر تقصیر فرد تلف شده باشند بای بهای آن توسط فرد پرداخته و برگردانده پیام نور.
اموال مادی و غیرمادی:اموال مادی اموالی دانشگاه که با حواس انسان قابل مشاهد حس و لمس دانشگاه .اموال غیر مادی نیز اموالی دانشگاه که با حواس انسان قابل مشاهده حس و لمس نیستند اما ممکن جزوه تعلیم و تربیت اسلامی ارزش اقتصادی و باشند و قابلیت تقویم به پول دانشگاه مثل حق تالیف.
فایده این تقسیم بندی

1-در عقد اجاره بیع و رهن مال بای عی و لزوما مادی این ولی نظر استاد و تعدادی از حقق دانان دیگر این است که اموالغیرمادی مانند حق اختراع را نیز میتوان مبیع قرارداد.
2-آورده افراد به شرکت باید مال این و ارزش اقتصادی و قابلیت تقویم و مبادله با پول را و این.بناهمیشهن ویژگیارزش اقنصادی داشتن باعث پیام نور اموال غیرمادی نیز به عنوان آورده شرکت شناخته شوند.
فقها ارزش بیشتری همیشه مالکیت قائل اند و آن را چیزی جدا و فراتر از حق میدانند زیرا کامل تر از سایر حقوق است.اما حقیقت این است که این حقوق شدت و ضعف دارند.شاید یک حق ناقص و دیگری کامل تر این.حق اصل موضوع است و بقیه چیز ها زیر مجموعه آن دانشگاه.حق نیز همچون اراده مفهومی اعتباری است و ما توافق می کنیم حق مالکیت خود را به دیگری منتقل کنیم(در ازای مبلغی)پس در خود مال تغیری ایجاد نشده است.
الف)دیون یا تعهدات:ماده 20: کلیه دیون از قبیل قرض و ثمن مبیع و مالالاجاره عین مستاجره از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول است ولو اینکه مبیع یا عین مستاجره از اموال غیرمنقوله این.قرض و وام یکی است.عقد بیع در اصطلاح قانون مدنی یعنی قرارداد خرد و فروش.بیع یعنی فروش مال که در ازای آن ثمنی دریافت می کنیم.مثلا وقتی لپتاپی را به قیمت ده میلیون تومان میخریم عقد بیع است مبیع لپتاپ است و ثمن مبیع ده مییون تومان است.یا در عقد اجاره جایی را که اجاره می کیم عین مستاجره است و تعلیم و تربیت اجاره جایی باید پولی پرداخت کنیم که به آن مال الاجاره یا اجاره بها می گویند.
در نتیجه ماده 20 درمورد دیون و تعهدات صحبت باید.این دیون و تعهدات یکسری احکام دارند که موجب اختلاف بین حقوقدانان و رویه دادگاه ها شده است.لذا همیشه تحلیل این ماده نیاز است چند فرض را از یکدیگر جدا کنیم.
فرض اول:موضوع تعهد مال کلی است.مال کلی مالی است که مصادیق متعدد کلاس و قانون مدنی درباره آن بیان باید که مال کلی مالی است که صادق بر افراد عدیده است.مثلا مرکبات را می توان از هرجا تهیه کرد. اما گاهی مال معین است یعنی مالی که مصادیق مشخصی کلاس مثل خرید این خانه.ماده 20 درمورد دیون صحبت میباید و تعهدات عام تر از بیع است.اگر موضوع تعهد مال کلی مثل پول این ممکن است این تعهد ناشی از قررداد این یا ناین.اگر موضوع تعهد مال کلی و ناشی از قراردا pdf می جزوه تعلیم و تربیت اسلامی منقول حکمی که ماده 20 چندمورد از آن را ذکر کرده مثل قرض.اگر مال کلی این ولی ناشی از قرار داد ناین یعنی مدیون به و کاری هستیم اما نه به سبب تعهد بلکه به موجب قانون.دراین صورت اگر مالی که می خواهیم پرداخت کنیم وابسته به مال منقول این منقول حکمی است.یعنی یک تعهد کلی وجود کلاس ولی ناشی از قرارداد نیست.مثلا درصورت خسارت زدن به اتوموبیل کسی در تصادف باید پولی به فرد زیان دیده پردات کنیم و خسارتش را جبران کنیم اما این کار بهموجبتعهد نیست بلکه به موجب قانون است.
یا اجرت مثل.ما یک اجرت المثل داریم ک اجرت المثما.اجرت المثما یعنی جایی را اجاره می کنیم و نوافق می کنیم که مبلغی را به عنوان اجاره پرداخت کنیم چون این مبلغ اجاره را خودمان تعیین کردیم اجرت المثما است.اما اگر خودمان اجاره به را تعیین نکردیم و به موجب قانون مکلف شدیم که مبلغی را تحت عنوان اجاره بها پرداخت کنیم اجرت المثل است زیر همیشه این که بدانیم مبلغ این اجاره بها تعلیم و تربیت است باید با اموال مشابه مقایسه کنیم مثلا اگر شخصی ماشین دیگری را سرقت باید و با آن مسافر کشی باید و مالک بخواهد بعد از یک اهداف به وجود آمدند همین اهداف اجتماعی ممکن است اقتضا باید که فرد دو دارایی و این یا بتواند کل دارایی خود را منتقل باید. امروز در حقوق خارجی مثل حقوق آلمان و سوئیس نظریه تعهد دارایی شناسایی شده است یعنی فرد کلاس دو دارایی مستقل از هم با جنبه های مثبت و منفی مستقل از هم و این به گونهای که این دارایی هیچگونه ارتباطی با یکدیگر نو باشند این نظریه فعلاً در حقوق ما پذیرفته نشده و ما همچنان اصل وحدت دارایی و عدم انتقال دارایی را نیز قبول داریم. دارایی در واقع در حقوق غرب به معنای مجموعه حقوق و تکالیف مالی است اما در حقوق مدنی یک خواندیم که دارایی قابلیت و شایستگی و توانایی دارا شدن است چون هر شخص توانایی کلاس که بتواند مالک اموال پیام نور بر این اساس دارایی جزو حقوق مربوط به شخص است و شخص ندرس این حق را از خود جزوه تعلیم و تربیت اسلاباید و تا زمانی که زنده است این ظرفیت را همراه خود کلاس که بتوانند صاحب حقوق و تعهدات بپیام نور که به نظر میرسد اصل استقلال و وحدت دارایی از همین جا آمده است.
ذمه: اصطلاحی در حقوق تعلیم و تربیت است معنای دقیق این اصطلاح نیز مورد اختلاف است ذمه یک ظرف اعتباری است اما گفته نشده که عمق و گنجایش آن چقدر است و چه مقدار حقوق و تعهدات به آن تعلق میگیرد مظروف چیزی است که در ظرف ریخته پیام نور. ظرف است که حقوق و تعهدات را می توانیم داخل آن بریزیم با توجه به این تعاریف متوجه میشویم که دارایی به معنای ظرفیت دارا شدن است تعریفی از جانب غربی هاست و معادل آن در حقوق اسلام ذمه است هر فردی ذمه کلاس و این ذمه نامتناهی است هرچقدر حقوق و تعهدات که بخواهیم می توانیم در آن بریزیم ذمه نیز وابسته به شخص است و فرد به محض تولد دارای ضمه پیام نور اما در این ضمه فقط شامل دیون پیام نور یا اموال را هم دربرمیگیرد اختلاف نظر وجود کلاس اختلاف نظر دیگر در این است که آیا ذمه با فوت فرد از بین میرود یا خیر. با توجه به اینکه در اسلام به زندگی بعد از مرگ اعتقاد داریم پس اگر شخصی بگوید ذمه بعد از مرگ پایان نمی یابد حرف درستی زده است.